وادقان

پاپ ها و آدم ها

مدرنيسم در هنگام زايش٬ شمايل خوفناکی داشت و شباهتی غريب با اولين تصاوير سينمايی : قطار سهمگينی که به سمت تماشاگران مي آمد؛ لجام گسيخته!. ماشين ها از دل خاک بيرون مي زدند تا مرده ريگ سنت را درو کنند. اين تصاوير برای انسانی که جز با خاطره ی گذشته نمی زيست و دين و اسطوره برای او محک چگونگی زيستن بود ؛ جز اندوه و حسرت ٬ دستاوردی با خود نداشت.
...زمان گذشت. سنت آکادمی به مدد مدرنيسم آمده بود.« علم » بر صدر نشست تا « دين » را به زير آورَد. تحقيق جان گرفت تا بنيان تقليد را فروپاشد٬ خداوند به زير تيغ جرّاحی دعوت شد تا اين بار مسيحيت به جلجتايی ديگر فرا خوانده شود. انسان٬ تسليم ِ جهان مدرن شد: جهانی به اندازه ی اروپا و آمريکا٬ جايي که روزي روزگاري پهنه ی حکومت پاپ ها بود.
... زمان گذشت. همه ی آن چه که از آن به املاک پاپ ها ياد مي شد کوچک و کوچک تر شد تا واتيکان در اروپا به قدرِ دين در جامعه نيز مجالي برای حضور نيافته باشد. کاتوليسيسم٬ قرائتي از مسيحيت نام گرفت که بر تقليد و تعبّد در جهاني اصرار مي ورزيد که سال ها بود در آن نشاني از آن دو باقي نمانده بود و پاپ مرجع اين تقليد بود. او ناخودآگاه نماد ايستادن در برابر مدرنيسم شد. آن گاه که از صلح و آرامش و محبت مي گفت؛ نه نگاهي به اعلاميه ی حقوق بشر داشت و نه گوش بر دهان روشن فکران خوابانده بود٬ او تنها روايت گر سخنان پدر آسماني بود و آن جا که از مدارا و عدم تعصّب مي گفت تکه ای از اناجيل را بر مقلدانش مي خواند...
... زمان گذشت. تلاش روشن فکران ديني که به روزآمد شدن دين در جامعه اميد بسته بودند هر نتيجه ای که داشت مانع از آن نشد که در آستانه ی هزاره ی سوم ٬ اين کليسا باشد که آن جامه ی خوف ناک را بر تن کرده باشد و اين بار نه در برابر جهان مدرن ٬ که انسان مدرن را به هماوردی طلبيده باشد. تاکيد فراوان پاپ در گنجاندن کلمه ی « مسيحيت » در قانون اساسي اروپا - که تاکنون ناکام مانده است - ٬ اعلاميه های مکرر در نفي سقط جنين و تحريم شبيه سازی ٬ به رسميت نشناختن کليسای هم جنس بازان ٬ اصرار بر تجرد کشيشان ٬ عدم احراز مقام کشيشي برای زنان و ... چنين مي نماياند که در سنت واتيکان هنوز هم ميان « اورشليم و آتن » ارتباطي نمي توان يافت.
و زمان گذشت تا انسان٬ گام به گام به جهاني درآيد که در آن رهبری جز خرد خويش نداشته باشد٬ هيچ انساني را محرم گناهان خود و واسطه ای ميان خود با معبود نداند و خود را اگر خواست بي واسطه در معرض وزش نسيم الوهي قرار دهد.
اين نه پيکر ِ بي جان ِ پاپ ژان پل دوم٬ که سنت اقتدار و اتوريته ی پاپ ها بود که چندی پيش بر خاک شد.

علي

   + انتظار انتظار ; ٤:۱٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٤
comment نظرات ()