وادقان

نوشتم باران ، باران باريد ...

از شروع نوشتن هميشه کار سختی است.ولی از آن گريزی نيست.
از وادقان بيشتر خواهيم نوشت و از خودمان ...
کودکانی که در ( انتظار ) قد کشيدند اينک در فکر انتظاری همگام با پيشرفت روز به سر می برند.کمی دير رسيديم و نام ( انتظار ) را از دست رفته ديديم.وادقان هم اسم بدی نيست حتی اگر ...
دعوتی از تمام وادقانی هايي که دستی بر قلم می برند و قلمی بر ورق.اينجا خانه ای برای شماست و برای نوشته هايتان.
می نويسيم وادقان شايد وادقانی در دفتر شعر فرزندانمان جان گرفت.شايد اصلا وادقان باريد...
تا فرصتی و وقتی و حوصله ای...

   + انتظار انتظار ; ٩:٢٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢ آذر ،۱۳۸٢
comment نظرات ()