وادقان

ديکتاتور فرو ريخت (2)!

...و اين هم نوشته هاي بقيه.دستشان درد نکند!
موضوع هفته بعد :«يکی از تاثير گذارترين فيلم هايي که ديده ايد».
تنبلي نکنيد.منتظريم.


همه صدامهاي دنيا
وحيد


يک: نزديک ده سال پيش با دوستی همصحبت بودم که تفکرش تفکر غالب جامعه بود. می گفت: در دنيا سه مرد وجود دارد هاشمی رفسنجانی- علی پروين و صدّام.البته منظور او از مرد همانی است که ما در تعاريف شخصيت ديکتاتور می خوانيمش. اعتقادم اين است که هر شخصی در هر جايگاهی می تواند و قابليتش را دارد که يک ديکتاتور باشد . در واقع هنر ديکتاتورها خلاف خواسته ی ديگران حرکت کردن است که همواره اين گونه عمل کرده اند. آن دوست از سه مرد- ديکتاتور- ياد کرد که در کج دهنی به شعور مردم زمانه شان يد طولايي دارند. از آن سه «صدام»درست تر عمل کرد و به خواسته ی مردمش تن داد و خود را تسليم سرنوشت کرد هر چند دير. بله اعتقادم اين است که خودش را تسليم کرد که اگر نمی خواست آنها نمی توانستند گيرش بياورند. ولی آن دو ديگر که روزگاری چون صدام حکومت می کردند بر قلمرو خودشان هنوز تن به خواستگاه اجتماعی جامعه شان نداده اند و به تلاشهای بی هدف خود ادامه می دهند بدون احترام به رای ديگران.
دو: نمی دانم چرا وقتی تصوير صدام را از تلويزيون ديدم که با آن حال زار گرفتار شده بود دلم سوخت برايش اگر چه می دانم دل سوختن بر او کاری ست ناروا وبا جناياتی که او مرتکب شده هر مجازاتی برايش روا.ولی آنچه مسلم است اين نکته را نبايد از نظر دور داشت که صدام و يا به قول همه ديکتاتور بيشتر عروسکی کوک شده بود در دستان ديگرانی که بازيگردان اين عروسک بودند و تمام وقايع را آن طور که خود می خواستند طراحی می کردند.
سه: دلم می خواهد اگر يکبار ديگر آن دوست قديمی ام را ببينم از او بپرسم در دنيا چند مرد وجود دارد؟ و احتمالا جوابم را اين گونه خواهد داد: خيلی زياد. همه ی دنيا پر شده ست از مردانی که ...!



تاريخ بي نقاب
علي


۱ـ يکشنبه هفته پيش وقتي دانشجويان خسته از درس روزانه به خوابگاهها باز مي گشتند مقابل چشمان خود با انبوهي از شعارهايي مواجه شدند که آنان را به روزهاي پر آشوب تيرماه ۷۸ باز مي گرداند.در پي تعمير و رنگ آميزي ديوارهاي ساختمانها ، وقتي پوسته اي از اين ديوارها فروريخت ، ديوارنوشته هايي آشکار شد که دانشجوياني که آن حادثه را به چشم نديده بودند خود را به طور مستقيم در مواجهه با آن ديدند.بيش از چهار سال گذشت تا تاريخ دوباره زنده و سرزنده بيرون ريزد و ادبيات يک فاجعه را آشکار سازد.اينگونه قضاوت درباره تاريخ بسيار آسان است.
۲ـ اما تاريخ هميشه چنين سهل الوصول نيست.«ديکتاتور فرو ريخت».اين تيتري بود که هيچ کدام از روزنامه هاي پس از دستگيري صدام بر پيشاني خود نداشتند.صدام در فضايي زيست ، حکومت کرد و شکست خورد که تصوير عمومي از او يک قهرمان بي شکست ساخته بود.اما مردم وقتي تصوير ددمآبانه او را ديدند و به پايکوبي پرداختند در حقيقت پا بر وحشت از حضور و بازگشت قهرمانانه سردار قادسيه مي نهادند.آنها دانستند در جهاني زندگي مي کنند که ابهت ديکتاتوري سالهاست که فروريخته است.اکنون تنها بايد به عاقبت و نگفتنيهاي او انديشيد.او که ۸ سال با تاريخ ما نيز همراه بود.
۳ـ جنگ ۸ ساله در خود نگفتنيهاي بسيار دارد.تمامي حوادث پس از فتح خرمشهر در هاله اي از غبار فرورفته است.محاکمه عادلانه صدام ميتواند بخشي از تاريخ ما را نيز روشن سازد.تنها بايد اميد داشت که محاکمه کنندگان او از کتمان حقيقت اين موضوع سودي نبرند و در پي سوديابي نيافتند.
۴ـ و تاريخ هيچ گاه پنهان نخواهد ماند.در کوي دانشگاه ميتواند چهار سال بگذرد و خود را به نمايش بگذارد و در مکاني ديگر بايد هزاران سال بگذرد تا از جايي بيرون بزند و نقش خويش را در تکامل انسان و انسانيت ايفا کند.به خصوص قصه آنان که روزگاري در پي ساختن تاريخ بودند و امنيت و جان و مال مردمان را در کف داشتند.قضاوت در پس تاريخ روان است.



وقتي که بچه بودم...
خانم رسول زاده


آن روزها که کودک بودم. آنقدر کودک که نمی توانستم بنويسم جنگ. آن روزها که آسمان تهران شبها ميزبان موشک و ترکش بود و هر پنجره دريچه ای بود به آسمان پر از التهاب صدام را می شناختم. از لا به لای نفرين های مادرم و خاطرات پدرم. آن روزها در دنيای کودکانه ام دلم برای مردی می سوخت که مجبور است آدمها را بکشد. مجبور است پدر الهام را بی چشم کند و خانه ی فاطمه را ويران. حالا هم از پس سالها فکر می کنم که کسی يا چيزی صدام را مجبور می کرده. چيزی که شايد بتوانيم قدرت بناميمش. و امروز به دنيا و آدمهايش که نگاه می کنم می بينم که همه ی ما صدام های کوچکی هستيم با قلمروی کوچک که ديکتاتور بودن را از او و هم نوع هايش ياد گرفته ايم و خيلی جا ها هم بيشتر و بهتر از او صداميم. ولی آيا هيچ فکر کرده ايم که هرچه پهنه ی حکم راندنمان وسيع تر باشد دخمه ی پنهان شدنمان کوچکتر خواهد بود؟

   + انتظار انتظار ; ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٤ دی ،۱۳۸٢
comment نظرات ()