نوشتم باران ، باران باريد ...

از شروع نوشتن هميشه کار سختی است.ولی از آن گريزی نيست.
از وادقان بيشتر خواهيم نوشت و از خودمان ...
کودکانی که در ( انتظار ) قد کشيدند اينک در فکر انتظاری همگام با پيشرفت روز به سر می برند.کمی دير رسيديم و نام ( انتظار ) را از دست رفته ديديم.وادقان هم اسم بدی نيست حتی اگر ...
دعوتی از تمام وادقانی هايي که دستی بر قلم می برند و قلمی بر ورق.اينجا خانه ای برای شماست و برای نوشته هايتان.
می نويسيم وادقان شايد وادقانی در دفتر شعر فرزندانمان جان گرفت.شايد اصلا وادقان باريد...
تا فرصتی و وقتی و حوصله ای...

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اصغر

آمده ايد ازوادقان بنويسيداز جايي كه درآن متولدشده ايد،رشد يافته ايد ،زندگي كرده ايد،دوست شده ايد،عاشق شده ايد ،...شده ايدمن وادقان رانديدام نميدانم جگونه جايي است اما احساس مي كنم با آن قرابتي نزديك دارم روحم با خاكش آشناست مردمش را ميشناسم همراه بوده ام با پارتي هاش ،باهم آيش هاش و...همراهم باحلقه “انتظار“ حلقه خلوص ،حلقه آرامش،حلقه رهايي ؛ من باوادقان آشنا هستم چون خودم از وادقان فراموش شده اي بنام “كهنمو“ آمده ام كهنمو روستاي من است روستايي فراموش شده در دل كوه ،تاريخ،تمدن و مابين عصر سنگ وعصرسيمان دمتان گرم وادقان ،كهنمو و ... از حافظه خاتمي، بوش،كوفي انان،صدام،بلر،كاسترو،عرفات و ... حذف شده اندهمچنانكه از حافظه نمرود ،فرعون،آرشيدوك،كوروش و...حذف شده بود. از اين فراموش شده ها بيشتر بايد نوشت... 25 سال بعد از تولدم ... . BAY

ali

بابا تو رو خدا يه نظر

khoski.m

سلام به علی اقا و اقا مجتبی توی هوای بارونی ديشب وقتی توی کوچه های خيس کرج قدم ميزدم احساسات شاعرانم گل کرده بود و خلاصه شعری اومدو کاغذی سياه شد.برخلاف هميشه اين بار بياد سهراب و تنهايی بارانيش . تقديم به همشهری های با حالش : بوی باران و شب و خلوت خيس کوچه آه باز هم منظره ای رويايی. پشت يک پنجره بودن تنها سهم من چيست از اين زيبايی ؟ شايد اين است فقط زير باران بروم خيس شوم من وباران و شب و کوچه و تنهايی .

khoski.m

سلام به علی اقا و اقا مجتبی توی هوای بارونی ديشب وقتی توی کوچه های خيس کرج قدم ميزدم احساسات شاعرانم گل کرده بود و خلاصه شعری اومدو کاغذی سياه شد.برخلاف هميشه اين بار بياد سهراب و تنهايی بارانيش . تقديم به همشهری های با حالش : بوی باران و شب و خلوت خيس کوچه .ک آه باز هم منظره ای رويايی. پشت يک پنجره بودن تنها : سهم من چيست از اين زيبايی ؟ شايد اين است فقط: زير باران بروم خيس شوم. من وباران و شب و کوچه و: تنهايی. تنهايی .

khoski.m

سلام به علی اقا و اقا مجتبی . توی هوای بارونی ديشب وقتی توی کوچه های خيس کرج قدم ميزدم احساسات شاعرانم گل کرده بود و خلاصه شعری اومدو کاغذی سياه شد.برخلاف هميشه اين بار بياد سهراب و تنهايی بارانيش . تقديم به همشهری های با حالش : بوی باران و شب و خلوت خيس کوچه . آه باز هم منظره ای رويايی. پشت يک پنجره بودن تنها : سهم من چيست از اين زيبايی ؟ شايد اين است فقط: زير باران بروم خيس شوم. من وباران و شب و کوچه و: تنهايی.

khoski.m

mohammad - m

رفتم به در انجمن /یادم افتاد از چمن /دیدم علی را برهمن /گفتم پاشو بیل بزن

سایه روشن

کدوم عباس؟ بالاخره وبلاگ وادقان راه اندازی شد خسته نباشید.راستی روبانش را کدوم عباس قیچی کرد!!!!!!؟هرکس بود قدمش وقلمش خوب نبود شما یا باید قربانی کنید یا بی زحمت خودتان قربانی شوید منتظر تهدیدات جدی ما باشید؟ با تشکر همون عباس که گاو زرد راه ، راه راداشت. تذکر آیین نامه ای: 1) اعضای القائده

سيدمحمد سيد حلاج

وادقان مهد فرهنگ و هنر.افتخارم اين است که من هم از آن مهدم با تشکر از تمامی عزيزانی که زحمت اين وبلاگ را کشيده اند.

اعظم حسن زاده

عید سعید قربان به تمامی وادقانیهای عزیز گرامی باد