هر وقت که جور ديگری بوديد ...

اين روزها خستگی و تنبلی و بی حوصلگی افتاده به جان تک تک ثانيه هايی که قرار است قسمتی از ان صرف سرزدن به اين صفحات بشود.همتی بايد کرد ...
با علی که صحبت کرديم رسيديم به جايی که تا چند خط ديگر برايتان می گويم.اگر راضی بوديد، اگر به دلتان نشست ، اگر وقتتان را نمی گيرد و اگر حوصله اش را داشتيد با ما بياييد.راه درازی نبايد باشد ...
هر هفته يا هر دو هفته يک بار ـ شما بگوييد کدام باشد ـ موضوعی انتخاب می کنيم ، مقدمه ای بر ان می نويسيم و نوشته هايتان را در ادامه اش می آوريم.ان وقت هر هفته پرونده ای خواهيم داشت با موضوعی مشترک و نوشته هايی متفاوت.با امضاهايی که زمانی روی سينه صفحات «انتظار» می نشستند و البته با نويسنده هايی جديد که وادقان را نديده اند ولی دلشان هوای آنجا را کرده.
هر کدامتان در کنار خانه دلتان ، e_mailی بساريد و نوشته هايتان را برای ما بفرستيد. موضوعات را پيشنهاد بدهيد.ادرسهايتان را حتما بنويسيد و بعد به «وادقان» سری بزنيد و برای نوشته های بقيه پيام بگذاريد.ان وقت چه باک از اين فاصله ها؟ هر چه قدر که می خواهند باشند ...
دلم برای انتظار يک ذره شده.کاش می توانستم نشانتان بدهم که چقدر! اين جا می نويسيم که همين دلتنگی ها را مرهمی باشيم. پس دريغ نکنيد.کاری کنيد که از خوابگاه تا سايت دانشکده را بدوم برای نوشته ای که يک نفر توی اتاق خالی اش در گوشه ای می نويسد به ياد روزی که در «انتظار» و کنار هم می نوشتيم و می خوانديم.می خنديديم و از همديگر تعريف می کرديم.ديگر عمر ان ارزوهای بلند برای «انتظار» سر آمده و ما مانده ايم و کهنه کامپيوتری که بوی نو می دهد به خاطر شما.هر وقت شما جور ديگری بوديد ما را هم زير و رو می کنيد.باورش سخت است ولی امتحانش اسان...

مجتبی

/ 7 نظر / 8 بازدید
سازمان ملي جوانان

درود بر شما .براي ارتباط بيشتر با شما جوانان محترم وبلاگ سازمان ملي جوانان راه اندازي گرديده است.نظرات ، راهكارها ، مشكلات و ... شما حتما به دست رياست محترم سازمان خواهد رسيد

ali

اینطور که به نظر می آید من باید برای تو پیام بگذارم تو برای من . منتظرم

محسن مصلحي

مام هستيم، زت زياد

محسن مصلحي

فرموده ايد :هر موقع جور ديگري بوديد وحالا من به شدت افسرده ام ،چرا كه ؛از دوستان يكي ديگر كم شد وخبر اين حادثه مرا متاثر كرد روحش شاد كه او هم در گذشته دستي در كارهاي فرهنگي داشت .تلاش او در جلسه كله پزها براي خريد كامپيوتر در اذهان باقيست.

حسين حاجي‌زاده

هنوز رفتن محمد باورمان نشده‌بود كه عزيز ديگري از همين نسل از ميانمان رفت.بله همانطوري كه محسن مي‌گويد، ايشان هم در سالهاي ۷۳و ۷۴ نقش قابل توجهي در كارهاي فرهنگي روستا داشتند. يادش به‌خير، آبان ۷۳ ،در اولين جلسه‌اي كه براي سازماندهي كارهاي فرهنگي در كتابخانه تشكيل شد، علي مسئوليت امور اداري مالي را برعهده گرفت. در حفظ و نگهداري اموال بسيار دقيق بود. به سراغ مردم آبادي ( پير و جوان) مي رفت و از آنها براي انجام كارهاي فرهنگي كمك مي‌خواست .خدايش رحمت كند.

گروه بست فراوان مانند...

به نام مرحوم کبوتر که ار اساتید روستایمان ویکی از بنیانگزاران ادبیات نو به جای واژه های کج وخمیده محلی بادقون بود می خواهیم اینجا ار کلمه تمیز وبهداشتی<بک>استفاده کنیم وبگوییم در تمام اوقاتی که شما نیستید از آن استفاده کرده ایم و ازشما خواهشمندیم نظرات وپیشنهادات خود را در مورد این کلمه برای ما ارسال فرمایید نهایت تقدیر وتشکر را از شما داریم با تشکر از میرزا بنویسها وقلم بدستان مزدور وادقان به آقای ...نصیحت میکنیم به جای وقت گذاشتن روی اینترنت فکری هم به جیب بابا کنید وکمی درس بخوانید اگر مارا پیدا کردید باز هم خیالی نیست جات هم اصلا خالی نیست دیگه پشت دسمو داغ میکنم به هر حال بک