دردي به بزرگي همه ي تاريخ!

... اين درد را بر کدام صفحه بنويسم که هيچ گاه فراموش نشود! زخمی که هم بر سر و هم بر دل خورده و دارويی نيست در جعبه ی شفابخش عطاران که درمانش بخشد.به اين در و آن در زدن ، نتيجه اش خستگی است و عميق شدن اين زخم.روی صندلی ام می نشينم و به اين فکر مي کنم که از کجا شروع شد؟ از کجا و کي اين بلا بر سرم فرود آمد؟ چرا هيچ وقت درست و حسابي به درمانش فکر نکردم؟ چرا گذاشتم اين قدر گسترش پيدا کند که همه چيز را اينگونه به هم بريزد؟
سرم که درد مي کند براي ... بله ، براي خواندن و نوشتن و دست به قلم شدن و به به و چه چه شنيدن.سرم که درد می کند براي ... بله ، براي فکر کردن به اين و آن و فلان موضوع و بهمان مبحث و هزار جور عنوان ديگر.سرم که درد مي کند براي ... البته ، براي عکس گرفتن و موسيقي و شاگرد اولي و کنکور کارشناسي ارشد و ... نه ، اين ها هيچ کدام به بزرگي آن درد تاريخي نيستند.درد تاريخي من.مني که سر لعنتي ام درد مي کند براي همه چيز غير از نگهداشتن اين چند شاخه ي عزيز و لطيف مو که دارند جلوي چشمانم يکي يکي بر زمين مي افتند و پرپر مي شوند...بله ، من دارم کچل مي شوم!


مجتبي



behrouz.jpg

هر چه با خودم کلنجار رفتم، نتوانستم از خير اين عکس بگذرم...

/ 14 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ali.f

سلام قربون قلمت. از طرف يک همدرد!!!!!!!

titi

سلام مجتبي اينقذر نرو دانشكده الهيات پيش علي! مطلبت خيلي خوب بود قلم ذاش مجيب ديگه يه سز به ايميل تازه تاسيس ما بزن .يه زنگ هم بزن مواظب خودت وعلي باش فداي تو .فعلا

zizi

پنجشنبه برو دعای کمیل!!! بخون خدا کمک میکنه خوب میشی .تا بعد

vahid

تقصیر کسی نیست که موهای سرش ریخت حاجی شدو آهنگ خداوند حجر کرد

خرابه

سر ارادت ماواستان حضرت دوست /که هر چه بر سر!ما می رود ارادت اوست

خشکی

سلام.ببین وزن برهه درست شد.چاق نشده باشه. جدیده رو هم اگه نظر بدی ممنونتم... خودتم قلمی بردار.چیزی بگو...منتظریم...

khoshki

رفتی و هيچ فکر نکردی که من برای خوردن يک سيب چقدر تنها ماندم...آنهم چه سيب سرخی...جای تو خالی...

vahid

تو مو ميبينی و من ريزش مو. چطوری کچل. تازه کچلی چه عيبی داره؟ از دزدی که بهتره. مواظب باش عقلت نريزه.

bikar

خيلی بيکاری که اين جوری می نويسی به حسين خليلی بگو يک وام برای ما جور کنه بهتره.